بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت صد و یازده :
مژگان از این که مرد زندگیاش در برابر نامردی عیاش احساس شکست کرده، بیتاب شد و تاوان برملا شدن این راز را به جان خرید و لب گشود تا پرده از ماجرای آن بردارد. از خدایش جرأت بیان حقیقت را خواست و با توکل به او شروع کرد:
- شرکتش تو یه ساختمون تجاری بود. فردای اون روز طبق قرار به دفترش رفتم تا سفته رو بگیرم. وارد که شدم منشی رو ندیدم اما توجهی نکردم و به طرف اتاق خودش راه افتادم. چند قدم نرفتÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

مریم جاری | نویسنده رمان
تو ادامه سیاوش دلیل خودش رو توضیح میده. ممنونم از همراهیت صباجان🍀
۴ ماه پیششادان
1این دومین اثری هست که دارم با قلم زیبای شما میخونم ، اینقد داستانتون روان و قلمتون زیباست که ادم واقعا غرق زندگی شخصیت ها میشه و گاهی اینقد از دست شخصیت ها و رفتارهاشون حرص میخورم که اینها همه نشونه موفقیت بالای شما توی شخصیت پردازی هاست ..بی نهایت قلمتون رو دوس دارم
۷ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم از کامنت پرمهرت🥰🥰 گوارای نگاهت باشه🍀💚
۷ ماه پیششادان
0و یه نکته خیلی خیلی جالب برام توی اندازه پارت هاست ، اینقد طولانی هستن که گاهی باورم نمیشه هنوز دارم همون پارت رو میخونم و این نکته خیلی برام جالب بود، خسته نباشید بابت این رمان زیبا، هرچند این فضای ناراحت کننده واقعا روحیه امو بهم ریخته
۷ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
فقط یه رمان من پارتهای کوتاه و مطابق با استاندارد اپلیکیشن داره، که سر اونم ناشی بودم وگرنه به پسند مخاطب طولانیتر میذاشتم🙈
۷ ماه پیششادان
0خیلی خیلی ناراحت زندگی سیاوشم و نمیدونم کی بالاخره قسمت این بشر یکم لذت و خوشی میشه .. خوبه که سیاوش همش میگه صبر ایوب نداره اینهمه مشکل رو تحمل میکنه..من اگه بودم ده بار اتیه رو طلاق داده بودم دختره نچسب بی لیاقت ، لوس و خیانت کار 🤬🤬🤬🤬
۷ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
داستانهای نزدیک به رئال، مثل زندگیهامون، نه خوشیش دائمی هست و نه مصائبش. یهجورایی تو فراز و نشیبه و فقط با مرگه که به پایان قطعی میرسه.
۷ ماه پیشفخری
1خدا قوت به مریم بانوی عزیز قلمت عالیه مرسی از رمان خوبت. ممنون بابت زحمتی که میکشی قلمت مانا موفق باشی عزیزم ❤❤🌹🌹
۱۱ ماه پیشنسترن
2😔😔😔😔😔😔 خانم جاری خدا قوت
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم از نگاهت نسترن جان🌺🙏
۱ سال پیشتارا
1ازشون داشتم گویا توهین و حرف نابجایی زده بودم چون برخورد خوبی رو از جواب پیام هاشون دریافت نکردم درحالی که فقط باراول بود درخواست کرده بودم .من ۴تا نویسنده رو دنبال میکنم رمانشون رو.به جرات میگم خانم جاری بااخلاق ترین نویسنده س که برای مخاطب ارزش قائله و استقبال مخاطب از رمان اهمیت میده.ممنونم
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
سلام تارای عزیز... من همهی کامنتها رو با عشق میخونم و از حضورتون دلگرم میشم. حضور مخاطب به نویسنده و اثرش معنا میده، به همین خاطر همیشه تلاشم این بوده که مخاطبان رو تا جای ممکن تکریم کنم. شرمندهی تعاریفتون هستم و ممنونم از محبتتون🙏🌺♥️
۱ سال پیشالهه
2توقع داشتم پارتای دیشب کامنتای زیادی خورده باشه اما چرا مخاطبا اینقد کمرنگن من اگر اندازه لذتم از داستان بخوام کامنت بذارم حتما رکورد کامنتو تو اپ میزنم☺️☺️😄😄 قلمت خیلیساده و دلنشینه مریم جون
۱ سال پیشریحانه
1دست مریزاد خانم جاری پارتا یکی از قبلی زیباتر و پراحساستره دلم برا *** میسوزه اما به سیاوشم حق میدم که به غروش بربخوره وبازخواستش کنه فقط امیدوارم انتهاش به خیر بگذره
۱ سال پیشتارا
1خانم جاری عزیز سلام .این پست ویژه ی ویژه شما ست..سپاس برای رمان شیرین و دلنشینتون و شیرینی و دلنشینی خودتون وصبوری هاتون ازوقتی خواننده ونظر دهنده رمانتون شدم چندین وچندباره که درخواست پارت هدیه داشتم بدون دلخوری وناراحتی وباشوق برامون پارت گذاشتید در حالی که همکاران دیگه تون وقتی این درخواست رو
۱ سال پیشتارا
3ای کاش سیاوش *** رو می بخشید. تاوان گناه نکرده رو داره میده
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

صبا
0ولی چرا وقتی آتیه اعتراف کرد انقدر خوب باهاش کنار اومد اما با ** اینطوری برخورد کرد با اینکه بی گناه بود🤔